بازار؛ گروه بین الملل: روابط راهبردی و اقتصادی بین چین و کشورهای عربی خلیج فارس در دهه های اخیر به طور قابل توجهی عمیق تر شده که زیربنای آن روابط انرژی می باشد. در حالی که سوخت های فسیلی سنگ بنای روابط چین و کشورهای عربی خلیج فارس می باشد، همکاری آنها در توسعه زیرساخت ها، تنوع اقتصادی و به طور فزاینده، انرژی های تجدیدپذیر و فناوری پاک گسترش یافته است. با این حال تشدید رقابت آمریکا و چین سایه پیچیده ای بر محاسبات استراتژیک خلیج فارس می افکند و منافع اقتصادی، فناوری و امنیتی رقیب را معرفی می کند.
انرژی به عنوان پایه و اساس رابطه چین با کشورهای خلیج فارس
از سال ۲۰۱۷، چین بزرگترین مصرف کننده نفت خام خاورمیانه بوده است. در سال ۲۰۲۳، چین برای تامین ظرفیت فزاینده پالایشی کشور، حجم بی سابقه ای وارد کرد که بیش از نیمی از آن را تولیدکنندگان خاورمیانه به رهبری عربستان سعودی و عراق تامین می کردند. عمان، امارات متحده عربی و کویت نیز در میان ده تامین کننده برتر نفت چین هستند.
وابستگی متقابل انرژی چین و خلیج فارس هم در بخش گاز طبیعی (LNG) و هم در بخش پتروشیمی مشهود است. در سال ۲۰۲۳، قطر یک چهارم واردات گاز مایع چین را به خود اختصاص داد و این کشور را به دومین تامین کننده بزرگ این کشور پس از استرالیا تبدیل کرد و واردات این کشور تحت قراردادهای بلندمدت جدید رشد خواهد کرد. مشارکتهای پتروشیمی چین و خلیجفارس تضمین میکند که چین با عرضه مداوم مواد اولیه برای رشد صنعتی، دسترسی و تنوع بخشی به بازار کشورهای حاشیه خلیجفارس را فراهم میکند.
عربستان سعودی، بزرگترین صادرکننده نفت جهان، مشارکت خود با چین را برای تقاضای پایدار و ثبات بازار حیاتی می بیند. به طور مشابه، علیرغم تنش های ژئوپلیتیکی با ایالات متحده آمریکا، ایران روابط خود را با چین برای محافظت از صادرات نفت، به ویژه تحت تحریم های آمریکا، عمیق تر کرده است. گزارش ها حاکی از آن است که صادرات نفت ایران در سال ۲۰۲۴ به بالاترین حد خود رسید و چین به عنوان مقصد اصلی تقریباً همه محموله ها بود. تقریباً نیم تا دو سوم تولید نفت عراق در حال حاضر از میادینی حاصل می شود که شرکت های چینی در آنها در سرمایه گذاری، تولید یا ظرفیت های خدماتی مشارکت دارند.
با وجود اهداف بلندپروازانه چین، انتظار می رود وابستگی این کشور به نفت و گاز خلیج فارس در آینده قابل پیش بینی ادامه یابد
با وجود اهداف بلندپروازانه چین، انتظار می رود وابستگی این کشور به نفت و گاز خلیج فارس در آینده قابل پیش بینی ادامه یابد. این اقدام متعادل کننده - مدیریت انتشار گازهای گلخانه ای در عین حفظ امنیت انرژی - پیچیدگی روابط انرژی چین با خلیج را برجسته می کند که همچنان به تامین منابع ضروری ادامه می دهد در حالی که چین برای کاهش مصرف زغال سنگ و سرمایه گذاری در منابع انرژی پایدار تلاش می کند.
انرژی های تجدیدپذیر و فناوری پاک
در طی سال های گذشته دامنه روابط انرژی چین و خلیجفارس گسترش یافته است- بهویژه با تسریع انتقال انرژی جهانی نه تنها صادرات سنتی نفت و گاز، بلکه فناوریهای انرژی تجدیدپذیر و فناوری پاک. این مشارکت در حال تحول اکنون شامل پروژههای انرژی تجدیدپذیر در مقیاس بزرگ، سرمایهگذاریهای مشترک و سرمایهگذاری در انرژی خورشیدی، انرژی بادی و ذخیره انرژی است که نشاندهنده تغییر به سمت پایداری می باشد.
فشار چین برای راه حل های انرژی سبز و استراتژی انرژی پایدارتر در خلیج فارس نه تنها در مورد دسترسی به بازار است، بلکه در مورد تقویت موقعیت خود به عنوان رهبر جهانی در فناوری پاک نیز است. طبق دادههای سازمان ملل، سه بخش جدید - انرژی خورشیدی، باتریها و وسایل نقلیه الکتریکی - به موتورهای رشد کلیدی تبدیل شدهاند و تقریباً نیمی از صادرات چین در این مناطق به جنوب جهانی میرود. چین بهعنوان بزرگترین سرمایهگذار جهان در زیرساختهای انرژی تجدیدپذیر، عزم خود را برای محافظت از منافع خود و تأثیرگذاری بر چشمانداز انرژی پاک جهانی از طریق مشارکت خود در خلیج فارس نشان میدهد.
کشورهای خلیج به طور فزاینده ای از فناوری های انرژی تجدیدپذیر چینی برای پیشبرد اهداف انرژی پاک خود استفاده می کنند
جاه طلبی های خلیج فارس برای دستیابی به انتشار خالص کربن تا اواسط قرن - برای مثال چشم انداز ۲۰۳۰ عربستان سعودی و ابتکار خالص صفر ۲۰۵۰ امارات متحده عربی - با تسلط چین در بخش انرژی پاک همخوانی دارد. کشورهای خلیج فارس به طور فزاینده ای از فناوری های انرژی تجدیدپذیر چینی برای پیشبرد اهداف انرژی پاک خود استفاده می کنند و از ظرفیت مازاد چین در تولید و قیمت گذاری رقابتی سرمایه گذاری می کنند.
آسیب پذیری حاد منطقه در برابر تأثیرات آب و هوایی - از جمله کمبود شدید آب و گرمای شدید - این انتقال را به ویژه ضروری می کند. برای این کشورها، سرمایه گذاری در انرژی های تجدیدپذیر بیش از تنوع اقتصادی است. این سنگ بنای استراتژی آنها برای تاب آوری و سازگاری طولانی مدت است.
کشورهای حاشیه خلیج فارس همکاری با چین را فرصتی کلیدی برای پیشبرد اهداف بلندپروازانه انرژی پاک خود می دانند. عربستان سعودی به شدت در زمینه انرژی های تجدیدپذیر و مشارکت های استراتژیک، به ویژه با چین، سرمایه گذاری می کند. شرکتهای چینی در خلیجفارس به سرعت از تامینکنندگان و پیمانکاران به توسعهدهندگان و سرمایهگذاران مشترک تبدیل شدهاند.
در واقع چین، به عنوان رهبر جهان در تولید انرژی های تجدیدپذیر، به طور فزاینده ای به یک بازیگر کلیدی در انتقال انرژی خلیج فارس تبدیل شده است. قدرت چین در بخش انرژی پاک تا حد زیادی به دلیل پایگاه تولیدی وسیع آن است که از صرفهجویی در مقیاس و حمایت دولت بهره میبرد. این تسلط خلیج فارس را قادر می سازد تا از طریق دسترسی به فناوری های پیشرفته و مقرون به صرفه به اهداف انرژی های تجدیدپذیر دست یابد و ارزش استراتژیک مشارکت را تقویت کند.
سرمایهگذاریهای رو به رشد چین در انرژیهای تجدیدپذیر و فناوری پاک در خلیجفارس نیز با طرح گستردهتر یک کمربند یک جاده (BRI) هماهنگ است. این طرح قصد دارد آسیا، آفریقا و اروپا را از طریق تجارت و توسعه زیرساختها به هم متصل کند و کشورهای خلیجفارس شرکای کلیدی در این طرح بلندپروازانه هستند. چین با گسترش سرمایه گذاری های خود در پروژه های انرژی پاک نه تنها نفوذ اقتصادی خود را در خلیج فارس افزایش می دهد، بلکه دستور کار ژئوپلیتیک خود را نیز پیش می برد.
سرمایهگذاریهای رو به رشد چین در انرژیهای تجدیدپذیر و فناوری پاک در خلیجفارس نیز با طرح گستردهتر یک کمربند یک جاده (BRI) هماهنگ است
افزایش تعرفه ها و موانع تجاری در ایالات متحده آمریکا و اروپا، خلیج فارس و خاورمیانه را به مقصدی جذاب برای صادرات انرژی پاک چین تبدیل کرده است. این روند بر اهمیت منطقه به عنوان یک نیروی تثبیت کننده برای صادرات انرژی سبز چین در بحبوحه تنش های ژئوپلیتیکی جاری تاکید می کند.
برای خلیج فارس، دسترسی به فناوریهای کمهزینه چینی توسعه انرژیهای تجدیدپذیر با قیمتهای رقابتی را تسهیل میکند. برای چین، خلیج فارس بازار رو به رشدی را ارائه میکند که رهبری آن را در صادرات فناوری سبز جهانی تقویت میکند و یک مشارکت سودمند متقابل ایجاد میکند.
آژانس بینالمللی انرژی (IEA) پیشبینی میکند که چین موقعیت خود را بهعنوان قطب تولید جهانی برتر برای فناوری پاک، علیرغم تأثیرات قابلتوجه قانون کاهش تورم ایالات متحده، قانون زیرساختهای دو حزبی، قانون صنعت خالص صفر اتحادیه اروپا (EU) و طرح تشویقی مرتبط با تولید هند، تقویت خواهد کرد.
رقابت برای شرکت های آمریکایی به طور فزاینده ای دشوار است
علیرغم تشدید رقابت آمریکا و چین، در دولت بایدن واشنگتن به شدت با دخالت رو به رشد چین در بخش انرژی های تجدیدپذیر کشورهای خلیج فارس مقابله نکرد. به نظر میرسد که این عدم مداخله استراتژیک منعکسکننده یک شناخت عملگرایانه است که چنین همکاریهایی با اهداف جهانی مانند پیشبرد انتقال به انرژی پایدار همسو هستند و تهدیدی فوری برای امنیت ایجاد نمیکنند.
در دوره دوم ترامپ، دولت دستور کار «تسلط بر انرژی» خود را دوچندان کرد و بر منابع سنتی انرژی مانند نفت و گاز تاکید کرد و در عین حال از توافقنامه آب و هوایی پاریس خارج شد. دیپلماسی انرژی پاک بایدن اکنون با آینده نامعلومی در دوران ترامپ روبرو بوده که نشان دهنده تغییر جهت اولویت دادن به سرمایه گذاری در انرژی های تجدیدپذیر است. این تغییر سیاست به شدت در تضاد با فشار قاطعانه چین در بازارهای انرژی تجدیدپذیر است، جایی که این کشور به عنوان یک بازیگر غالب جهانی ظاهر شده است.
تعامل ایالات متحده آمریکا در خلیج فارس به طور سنتی به جای رقابت اقتصادی در انرژی های تجدیدپذیر، همکاری امنیتی، فروش تسلیحات و تضمین ثبات انرژی منطقه ای را در اولویت قرار داده است. ظهور چین به عنوان یک رهبر در زنجیره تامین انرژی های تجدیدپذیر، رقابت شرکت های آمریکایی را به طور فزاینده ای دشوار کرده است به ویژه در خلیج فارس، جایی که راه حل های مقرون به صرفه و مقیاس پذیر در اولویت هستند. در حالی که دولت ترامپ در آستانه تمرکز بر صادرات سنتی انرژی و گسترش بازارهای سوخت فسیلی است، چین از سلطه تولید خود استفاده می کند تا سرمایه گذاری های سریعی را برای کشورهای حاشیه خلیج فارس در زیرساخت های انرژی تجدیدپذیر فراهم کند.
شراکت بین چین و کشورهای عربی خلیج فارس قرار است در سالهای آینده عمیقتر شود که توسط نیروهای دوگانه انتقال انرژی جهانی و رهبری چین در تولید انرژیهای تجدیدپذیر هدایت میشود
شراکت بین چین و کشورهای عربی خلیج فارس قرار است در سالهای آینده عمیقتر شود که توسط نیروهای دوگانه انتقال انرژی جهانی و رهبری چین در تولید انرژیهای تجدیدپذیر هدایت میشود. از آنجایی که کشورهای خلیج فارس تنوع اقتصادی را دنبال می کنند و اهداف انرژی های تجدیدپذیر را پذیرفته اند، همکاری آنها با چین بیشتر تقویت خواهد شد. به عنوان مثال، پروژه هایی مانند طرح خورشیدی دریای سرخ عربستان سعودی یا سبد رو به رشد امارات متحده عربی از سرمایه گذاری های انرژی پاک توسط چین، ابعاد عملی این مشارکت را نشان می دهد. این همکاری در حال تکامل می تواند به عنوان الگویی برای اتحادهای انرژی آینده در چشم انداز انرژی جهانی کم کربن باشد.
کشورهای حاشیه خلیج فارس نقشی مرکزی در استراتژی انرژی و زیرساخت پکن دارند. چین با بهرهگیری از تخصص خود در فناوریهای سبز و ظرفیت خود برای اجرای سریع پروژه یک کمربند یک جاده، شراکت ارزشمندی را برای دستیابی به اهداف انرژیهای تجدیدپذیر به کشورهای خلیج فارس ارائه میکند. همزمان، کشورهای خلیج فارس بازارهای مهمی را برای فناوریهای انرژی تجدیدپذیر به چین ارائه میکنند و نقش خود را در مدیریت انرژی جهانی تقویت میکنند.
از آنجایی که کشورهای خلیج فارس به طور فزاینده ای به چین برای فناوری های انرژی های تجدیدپذیر و سرمایه گذاری های زیرساختی چشم دوخته اند، ایالات متحده آمریکا خود را با چشم انداز پیچیده تر و رقابتی تری در منطقه ای می بیند که زمانی تحت سلطه آن بود
اگرچه رقابت آمریکا و چین یک عامل ژئوپلیتیکی مهم باقی مانده اما همکاری رو به رشد چین و خلیج فارس در زمینه انرژی های تجدیدپذیر را مختل نکرده است. عقب نشینی ایالات متحده آمریکا از تعهدات اقلیمی تحت دوره ترامپ می تواند تجارت فناوری پاک چین را تقویت کند، در حالی که تعرفه ها ممکن است شرکت های چینی را مجبور به گسترش در بازارهایی مانند خلیج فارس کند. با این حال، افزایش تنشهای آمریکا و چین ممکن است کشورهای حاشیه خلیج فارس را برای محدود کردن روابط فنی با پکن تحت فشار قرار دهد. در نتیجه، شراکت چین و خلیج فارس در فناوری پاک به یکی از ویژگیهای تعیینکننده چشمانداز انرژی خاورمیانه تبدیل میشود و پیامدهای آن فراتر از منطقه گسترش مییابد زیرا قدرتهای جهانی استراتژیهای انرژی خود را مجدداً تنظیم میکنند.
چشم انداز پیچیده تر و رقابتی تر
روابط چین و خلیج فارس که به طور سنتی حول محور نفت و گاز متمرکز است، با تاکید روزافزون بر انرژی های تجدیدپذیر و فناوری پاک در حال تحول است. از آنجایی که کشورهای خلیج به طور فزاینده ای به چین برای فناوری های انرژی های تجدیدپذیر و سرمایه گذاری های زیرساختی چشم دوخته اند، ایالات متحده آمریکا خود را با چشم انداز پیچیده تر و رقابتی تری در منطقه ای می بیند که زمانی تحت سلطه آن بود.
علیرغم نگرانیهای ایالات متحده آمریکا در مورد نفوذ فزاینده چین در فناوری پاک، بسیاری از کشورهای جنوب جهانی از جمله کشورهای حاشیه خلیج فارس، نقاط قوت تولید سبز چین را نه به عنوان ظرفیت مازاد، بلکه بهعنوان توانمندساز ارزشمند اهداف اقتصادی و اقلیمی خود میدانند. اگر ایالات متحده آمریکا تحت دولت ترامپ، سرمایهگذاریهای خود در فناوری پاک را همانطور که انتظار میرود لغو کند، سه بخش جدید چین – انرژی خورشیدی، باتریها و وسایل نقلیه الکتریکی - احتمالاً فرصتهای بیشتری را در کشورهای در حال توسعه از جمله خلیج فارس و شرکای خلیجفارس در کشورهای ثالث به دست خواهند آورد. این تغییر نه تنها خطر از دست دادن رقابت جهانی فناوری پاک را به چین میدهد، بلکه با توجه به نقش فناوری پاک بهعنوان شکلی از قدرت نرم، نفوذ را نیز واگذار میکند.
مشارکت چین و خلیج فارس این پتانسیل را دارد که به انتقال انرژی منطقه کمک کند و بر نقش رو به رشد دیپلماسی اقتصادی در شکل دادن به آینده آن تاکید کند. دستیابی به توسعه اقتصادی پایدار، کشورهای خلیج فارس را ملزم به مدیریت ماهرانه «رقابت قدرتهای بزرگ» میکند، به گونهای که از قابلیتهای تولید سبز چین سرمایهگذاری کنند و در عین حال اطمینان حاصل کنند که روابط امنیتی خود با ایالات متحده آمریکا دست نخورده باقی میماند.
نظر شما