امیررضا اعتمادی؛ بازار: افزایش شدید نرخ ارز، کاهش قدرت خرید مردم، بحران در تولید و تجارت، و آینده نامشخص روابط بینالملل، کشور را در موقعیتی حساس قرار داده است.
یکی از مهمترین سؤالات پیش روی ما این است: آیا مذاکرات با آمریکا در این سال انجام خواهد شد؟ و اگر این اتفاق بیفتد، آیا تأثیر مثبتی بر اقتصاد و وضعیت کشور خواهد داشت؟ از سوی دیگر، در صورت ادامه تحریمها و سیاستهای کنونی، وضعیت اقتصادی کشور چگونه خواهد بود و مردم ایران چه آیندهای را پیشرو دارند؟
وضعیت کنونی اقتصاد ایران؛ بحران در تجارت و تولید
اقتصاد ایران در سالهای اخیر تحت فشار عوامل متعددی از جمله تحریمهای خارجی، سیاستهای نادرست داخلی، و بحرانهای جهانی قرار گرفته است. افزایش نرخ دلار به ۱۰۵ هزار تومان، کاهش ارزش پول ملی، رشد بیسابقه تورم، و کاهش توان خرید مردم، تنها بخشی از مشکلاتی است که جامعه با آن دستوپنجه نرم میکند.
در کنار این مشکلات، تجارت خارجی و تولید داخلی نیز تحت فشارهای شدیدی قرار گرفتهاند. سیاستگذاریهای غلط، بروکراسیهای پیچیده، و تصمیمگیریهای غیرکارشناسی، مسیر تجارت را برای فعالان اقتصادی مسدود کرده است. صادرات ایران به دلیل محدودیتهای ارزی، قوانین متناقض و تغییرات مداوم در مقررات گمرکی با موانع جدی مواجه شده است. به عنوان مثال، صادرکنندگان ایرانی با مشکل بازگشت ارز صادراتی روبهرو هستند، در حالی که عدم دسترسی به منابع مالی بینالمللی نیز تجارت را مختل کرده است.
در بخش تولید نیز، نبود مواد اولیه، افزایش هزینههای تولید و عدم حمایت از تولیدکنندگان، بسیاری از کارخانهها و کارگاهها را به تعطیلی کشانده است. این در حالی است که بسیاری از مشکلات به دلیل سیاستهای داخلی و نه تحریمهای خارجی به وجود آمده است.
موانع داخلی تجارت خارجی؛ دشمن در خانه است
اگرچه تحریمها تأثیر زیادی بر اقتصاد ایران داشتهاند، اما بسیاری از مشکلاتی که امروز فعالان اقتصادی و تجار با آن دستوپنجه نرم میکنند، ناشی از تصمیمات اشتباه و سیاستگذاریهای داخلی است. بروکراسیهای پیچیده، ناهماهنگی میان دستگاههای اجرایی، تغییرات مداوم در قوانین و محدودیتهای ناگهانی برای صادرکنندگان و واردکنندگان، از جمله عواملی هستند که تجارت خارجی را فلج کردهاند.
یکی از مشکلات اصلی، عدم ثبات در تصمیمگیریهای اقتصادی است. قوانینی که امروز تصویب میشوند، ممکن است فردا تغییر کنند یا با تصمیمات متناقض دیگری روبهرو شوند. بهعنوان مثال، در حالی که دولت سعی دارد با ارائه مشوقهای صادراتی، تجارت خارجی را تقویت کند، از سوی دیگر، سیاستهای انقباضی و محدودیتهای ارزی باعث شدهاند که صادرکنندگان نتوانند ارز حاصل از صادرات خود را وارد کشور کنند.
مشکل دیگر، مداخلات غیرکارشناسی مجلس در سیاستهای اقتصادی است. برخی نمایندگان که عمدتاً وابسته به جریانهای تندرو مانند جبهه پایداری هستند، بارها تلاش کردهاند که با سنگاندازی در مسیر دولت، سیاستهای اقتصادی را به چالش بکشند. استیضاح وزیر اقتصاد، که یکی از تصمیمات اخیر این جریان در مجلس بوده، نمونهای از این مداخلات مخرب است که نهتنها کمکی به بهبود وضعیت اقتصادی کشور نکرده، بلکه باعث تضعیف دولت در شرایط بحرانی شده است.
آیا مذاکرات با آمریکا انجام خواهد شد؟
یکی از مهمترین سؤالاتی که در سال ۱۴۰۴ مطرح میشود، احتمال مذاکرات و توافق با ایالات متحده آمریکا است. پس از سالها تنش و عدم توافق، آیا این بار ایران و آمریکا میتوانند به یک توافق جامع دست یابند؟ تحولات جهانی و منطقهای، بهویژه در خاورمیانه، میتواند بر این مذاکرات تأثیر بگذارد.
با توجه به وضعیت کنونی، دولت ایران برای کاهش فشارهای اقتصادی، نیاز به تعاملات بینالمللی دارد. اما در داخل کشور، برخی جریانات سیاسی تلاش دارند تا هرگونه مذاکره را متوقف کرده و کشور را در شرایط انزوا نگه دارند. این گروهها نهتنها مانع از گشایشهای اقتصادی میشوند، بلکه با ایجاد بحرانهای سیاسی، کشور را در مسیر بنبستهای جدید قرار میدهند.
چالشهای پیش روی ایران در سال ۱۴۰۴
در کنار مشکلات اقتصادی، ایران با چالشهای دیگری نیز روبهرو است که میتواند مسیر آینده کشور را تحت تأثیر قرار دهد:
بحران مدیریتی و سیاستهای متناقض: دولت باید با چالشهای ناشی از ناهماهنگیهای داخلی، ضعف در اجرای سیاستها، و فشارهای سیاسی از سوی مجلس مقابله کند.
بیثباتی در تصمیمات اقتصادی: نبود یک استراتژی منسجم در سیاستگذاریهای کلان، منجر به عدم اطمینان در بازار و فرار سرمایه شده است.
نارضایتی عمومی و بحرانهای اجتماعی: تورم افسارگسیخته، کاهش قدرت خرید، و نابرابریهای اجتماعی، میتوانند باعث افزایش اعتراضات و ناآرامیهای داخلی شوند.
راهکارها و پیشنهادات؛ چگونه از بحران عبور کنیم؟
برای عبور از بحرانهای اقتصادی، ایران به یک بسته جامع از اصلاحات نیاز دارد. مهمترین اقداماتی که باید در سال ۱۴۰۴ به آن پرداخته شود عبارتند از:
اصلاح سیاستهای داخلی تجارت: دولت باید با کاهش موانع بوروکراتیک و ایجاد ثبات در قوانین، مسیر تجارت خارجی را برای فعالان اقتصادی هموار کند.
مدیریت مستقل اقتصادی، بدون تأثیرپذیری از فشارهای سیاسی: باید جلوی دخالتهای غیرکارشناسی برخی نمایندگان مجلس که تنها به تضعیف دولت و افزایش بحران اقتصادی منجر میشود، گرفته شود.
حمایت واقعی از تولیدکنندگان: دولت باید بهجای ارائه وعدههای حمایتی، زیرساختهای لازم را برای کاهش هزینههای تولید و افزایش بهرهوری در صنایع فراهم کند.
دیپلماسی اقتصادی فعال: مذاکره و تعامل با کشورهای مختلف، میتواند راهی برای کاهش فشارهای اقتصادی و افزایش سرمایهگذاری خارجی باشد.
نتیجهگیری؛ ایران ۱۴۰۴ در یک دو راهی حساس
سال ۱۴۰۴ برای ایران یک سال سرنوشتساز خواهد بود. کشور در آستانه یک بحران عمیق اقتصادی و سیاسی قرار دارد، اما در عین حال، فرصتهایی برای خروج از این وضعیت نیز وجود دارد. اصلاحات اقتصادی، حذف سیاستهای غلط، کاهش تنشهای داخلی و خارجی، و ایجاد ثبات در تجارت و تولید، میتوانند کشور را از مسیر سقوط دور کرده و به سمت رشد و پیشرفت هدایت کنند.
اما این مسیر نیازمند اراده قوی و دوری از تصمیمات اشتباه و مخرب است. آینده ایران در گرو تصمیماتی است که امروز گرفته میشود. اگر سیاستهای فعلی ادامه یابند، کشور با بحرانهای عمیقتری مواجه خواهد شد، اما اگر اصلاحات واقعی و تغییرات ساختاری انجام شود، امید به بهبود اوضاع وجود دارد.
سال ۱۴۰۴، سال سقوط یا نجات؟ پاسخ این پرسش در دستان سیاستگذاران و مردم ایران است.
نظر شما