علیرضا مبصر؛ گروه بانک و بیمه: بانک مرکزی در اطلاعیهای رسمی از سیاستهای جدید خود برای تأمین مالی تولید و سرمایهگذاری خبر داده است. طبق این برنامه، سهم ۹۰ درصدی نظام بانکی در تأمین مالی اقتصاد کشور، قرار است با اجرای سیاستهای تازه به سمت سرمایهگذاری هدفمند در بخشهای پیشران اقتصادی هدایت شود. اما پرسش کلیدی این است: آیا این برنامه واقعاً به تقویت تولید و بازار های مولد منجر خواهد شد، یا صرفاً بازتوزیع منابع بانکی در قالب تسهیلات جدید است؟
نقشه راه بانک مرکزی برای رونق تولید چیست؟؛
بانک مرکزی در گزارش خود اعلام کرده است که مجموعه سیاست های پولی، ارزی و اعتباری سال ۱۴۰۴ بر مبنای حمایت از رشد اقتصادی و اشتغال تدوین شده است. اما تجربه سالهای اخیر نشان میدهد که صرف افزایش تسهیلات بانکی، لزوماً به بهبود تولید منجر نشده است. در شرایطی که نظام بانکی با ناترازی گسترده و بحران نقدینگی مواجه است، تزریق اعتبارات جدید میتواند ریسک تورمی و افزایش فشار بر منابع بانکی را به همراه داشته باشد.
میزان کفایت سرمایه بانک های کشور به نقل از فردای اقتصاد منتهی به ۱۴۰۲- منبع فردای اقتصاد
برای تایید این مهم میتوان به کفایت سرمایه بسیاری از بانک ها همچون بانک آینده اشاره کرد که چگونه اقتصاد کشور را در تورم غرق کرده است
سهم ۹۰ درصدی بانکها در تأمین مالی
طبق اعلام بانک مرکزی، ۹۰ درصد تأمین مالی کل اقتصاد بر دوش بانکهاست. این آمار نشان میدهد که بازار سرمایه و ابزارهای تأمین مالی نوین همچنان نقش ناچیزی در تأمین نقدینگی بخش تولید دارند. درحالیکه در اقتصادهای توسعهیافته، سهم بازار سرمایه از تأمین مالی تولیدی بهشدت بالاتر از بانکهاست، در ایران همچنان تسهیلات بانکی، مسیر اصلی تأمین مالی محسوب میشود. این وابستگی، ضمن افزایش فشار بر بانکها، ریسک نکول و بحران مالی را نیز تشدید میکند.
هرچند در واقعیت بانک ها بیشتر از اینکه به تامین مالی بپردازند که وظیفه اصلی آنهاست، به بنگاه داری مشغول هستند که یکی از مشکلات ساختاری اقتصاد ایارن محسوب میشود
بانک مرکزی تأکید کرده است که سرمایهگذاریها بر طرحهای تولیدی پیشران و دارای اولویت متمرکز خواهد شد. اما تجربه گذشته نشان داده که بسیاری از طرحهای اولویتدار، نه بر اساس مزیتهای اقتصادی، بلکه تحت فشارهای سیاسی و نفوذ گروههای ذینفع انتخاب شدهاند. اگر تخصیص منابع بدون اصلاح نظام اعتبارسنجی و ارزیابی اقتصادی پروژهها انجام شود، احتمال انحراف منابع و هدایت آنها به سمت طرحهای غیرمولد و کمبازده بسیار زیاد خواهد بود.
توسعه ابزارهای مالی در دستور کار بانک مرکزی
در کنار تأمین مالی طرحهای تولیدی، بانک مرکزی بهدنبال توسعه ابزارهای مالی همچون اوراق گام و صکوک ارزی است. این ابزارها میتوانند به متنوعسازی روشهای تأمین مالی کمک کنند، اما در صورت نبود نظارت کافی، ممکن است به بستری برای خلق بدهیهای پنهان و افزایش بحران بانکی تبدیل شوند. تجربه نشان داده که اجرای نادرست این سیاستها، بهجای افزایش کارآمدی مالی، به ایجاد رانت برای برخی شرکتهای خاص منجر شده و بار مالی آن در نهایت بر دوش کل اقتصاد افتاده است.
آیا بانک مرکزی میتواند تولید را متحول کند؟
برنامه بانک مرکزی برای تأمین مالی تولید، در ظاهر اقدامی مثبت برای تقویت بخش مولد اقتصاد است، اما بدون اصلاحات ساختاری در نظام بانکی و شفافسازی تخصیص منابع، این سیاستها میتواند به بازتوزیع منابع در میان گروههای خاص و افزایش بدهیهای بانکی منجر شود. موفقیت این برنامه، به نظارت مؤثر، اصلاح نظام اعتباردهی و کنترل ریسکهای تورمی بستگی دارد. اگر این شروط رعایت نشود، احتمال دارد که این سیاست نیز به سرنوشت طرحهای قبلی دچار شده و دستاوردی برای تولید نداشته باشد.
نظر شما