به گزارش بازار، شعیب بهمن، کارشناس مسائل روسیه در یادداشتی برای فرهیختگان نوشت: در سفر لاوروف به تهران، مانند سایر مراودات سیاسی و رایزنیهایی که پیشتر میان ایران و روسیه وجود داشته، موضوعات متنوعی در دستور کار قرار میگیرد؛ از مسائل دوجانبه گرفته تا تحولات منطقهای و بینالمللی که همواره در دستور کار روابط ایران و روسیه بوده است. اخیراً نیز با امضای سند جامع راهبردی میان ایران و روسیه، پیگیری مفاد این سند و تلاش برای اجرایی کردن آن نیز به دستور کار مناسبات طرفین اضافه شده است. بنابراین این سفر و رایزنیها، هم در حوزه مناسبات دوجانبه ایران و روسیه قابلارزیابی است و هم در چهارچوب مشورتها و گفتوگوهای دو کشور درباره مسائل منطقهای و بینالمللی.
جنگ اوکراین تنها متغیر تأثیرگذار بر روابط روسیه و آمریکا نیست
در گذشته ممکن بود روابط ایران با غرب یا روابط روسیه با غرب بر مناسبات تهران و مسکو تأثیرگذار باشد، اما در سالهای اخیر، دو کشور به این جمعبندی مشخص رسیدهاند که نباید اجازه دهند روابطشان با سایر طرفها بر مناسبات دوجانبهشان تأثیرگذار باشد. این موضوع در مسائل مختلف دوجانبه، منطقهای و بینالمللی بارها و بارها مورد آزمون قرار گرفته و بعد از امضای سند همکاری هر دوطرف تأکید کردهاند که تمایل دارند روابط خود را گسترش دهند. بر این اساس، تحلیلها و ارزیابیهایی که مطرح میشود، مبنیبر اینکه بهبود روابط روسیه و آمریکا یا پایان جنگ اوکراین میتواند بر روابط ایران و روسیه تأثیر بگذارد یا اینکه روسها بخواهند با کارت ایران بازی و برای معامله با آمریکا استفاده کنند و ایران وجهالمصالحه شود، عاری از واقعیت است. این گمانهزنیها با اصل و اساس روابط ایران و روسیه همخوانی چندانی ندارد. دلیل این مسئله آن است که دو کشور تصمیم جدی دارند روابط تجاری خود را گسترش دهند، فارغ از اینکه سایرین چه بخواهند یا چه فشاری وارد کنند. علاوهبر این، درباره روابط روسیه و آمریکا و حتی پایان جنگ اوکراین همچنان اما و اگرهای جدی وجود دارد. اگرچه ترامپ مشتاق است این جنگ به پایان برسد، اما واقعیت این است که جنگ اوکراین تنها متغیر تأثیرگذار در روابط روسیه و آمریکا نیست و برای بهبود مناسبات دو کشور، مسائل بسیار متنوع و عمیقی باید مورد مذاکره قرار گیرد و راهحلهایی برای آنها پیدا شود، بنابراین حتی اگر توافقی درباره اوکراین میان مسکو و واشنگتن حاصل شود، به معنای حل تمامی مشکلات بین مسکو و واشنگتن نیست. ضمن اینکه همچنان نگاههای منفی در هر دوطرف نسبت به یکدیگر وجود دارد، بنابراین در ایران نیز بهتر است بهجای گمانهزنیهای نادرست، واقعیتهای موجود بررسی شود. در شرایط فعلی، اصلیترین مسئله و موضوع این است که ایران و روسیه چگونه میتوانند بندهای مختلف سند جامع راهبردی بین دو کشور را عملیاتی کنند و به مرحله اجرا برسانند. این همان محور اصلی گفتوگوها خواهد بود که طرفین باید بر آن تمرکز کنند.
در روسیه همچنان یک نگرش قوی ضدغرب وجود دارد
روسها آنقدر کمهوش و بیحافظه نیستند که صرفاً با بهبود روابط با آمریکا یا پیشبرد مذاکرات درباره پایان جنگ اوکراین، تمام گذشته و تاریخ روابط منفی خود با غرب، بهویژه آمریکا را به دست فراموشی بسپارند. در روسیه نگرش بسیار قوی و ریشهدار ضدغربی وجود دارد که بهسادگی قابلترمیم نیست و به این سادگی نیست که تصور کنیم با پایان جنگ اوکراین تمام مشکلات روسیه با غرب حل خواهد شد. روسها هرگز دوستان و کشورهایی را فراموش نخواهند کرد که با آنها مشارکت عمیق و نزدیکی داشتهاند. بر این اساس، بهبود روابط روسیه با آمریکا به معنای تخریب روابط این کشور با چین یا حتی ایران نیست. چنین تصوری نه با ارزیابی دقیق همراه است و نه با واقعیتهای روابط روسیه و چین همخوانی دارد. روابط روسیه و چین آنقدر درهمتنیده و گسترده است که ایجاد خلل در آنها به سادگی امکانپذیر نیست. از سوی دیگر بازسازی روابط روسیه و آمریکا راحت نیست و شاید مدتها و سالها زمان ببرد. شاید در اصل موضوع، تردیدهای جدی وجود داشته باشد و باید از زاویهای متفاوت به آن نگریست. درهرحال آنچه در حال حاضر برای ایران اهمیت دارد، این است که هوشمندانه و هوشیارانه، تحولات منطقهای و بینالمللی را رصد کند و درعینحال میزان انطباقپذیری خود را با این تحولات افزایش دهد. به عبارت دیگر بهموازات تغییرات و تحولاتی که در عرصههای منطقهای و بینالمللی رخ میدهد، ایران باید استراتژیهای خود را برای دستیابی به منافع ملی و امنیت ملیاش بهروز و آنها را با انعطافپذیری بیشتری تنظیم کند تا بتواند منافع خود را حفظ کند. به نظر من همچنان روابط ایران با روسیه و چین یک موضوع بسیار جدی در سیاست خارجی ایران است و باید با نگاه راهبردی به آن پرداخته شود و نباید درگیر حواشی و تحلیلهایی شد که بعضاً مطرح میشود و با واقعیتهای روابط ایران و روسیه همخوانی ندارد.
روسها پیامرسان آمریکاییها نیستند
کانالهای ارتباطی میان ایران و آمریکا در موضوع هستهای از قبل وجود داشتهاند. کشورهایی مانند عمان، قطر و حتی عراق در این زمینه فعال بودهاند و از طریق این کانالها تعاملات و مذاکراتی صورت گرفته است. با توجه به اینکه پیشتر چنین مسیرهایی برای گفتوگو وجود داشته و بعید به نظر میرسد یک کانال جدید برای این منظور ایجاد شود، بهویژه اینکه اعتماد متقابل میان روسیه و آمریکا در سطحی نیست که روسها بخواهند پیامرسان آمریکا برای ایران باشند یا در این زمینه نقش میانجی را ایفا کنند. در این زمینه آمریکا شرکا و متحدان بسیار نزدیکتری دارد که اگر پیشنهادی بوده از طریق آنها منتقل شده است. برخلاف برخی تحلیلها که ادعا میشود، ممکن است پرونده هستهای ایران در تعاملات روسیه و آمریکا مطرح شود و آنها درباره پرونده ایران تصمیمگیری میکنند، باید توجه داشت اگر این مسئله قابل حل شدن از سوی دیگر بازیگران بود، در بیش از ۲۰ سال گذشته آنها میتوانستند این روند را به نتیجه برسانند. آمریکا با همکاری اروپا یا چین میتوانست این پرونده را حل کند، اما این پرونده یک طرف اصلی دارد و آن ایران است. تا زمانی که خواستهها و منافع ایران در این مسئله لحاظ نشود، مواضع این کشور تغییر نخواهد کرد. مواضع ایران در این زمینه کاملاً ثابت و مشخص است و تصمیمگیری درباره آن نمیتواند صرفاً در دست دیگران باشد. این تصور که دیگران بتوانند در این مورد تصمیم بگیرند، یک نگاه سادهانگارانه است. اگرچه ممکن است روسها تمایل داشته باشند که مذاکرات هستهای مجدداً احیا شود. کمااینکه در گذشته نیز روسیه هیچگاه تمایلی به قطع مذاکرات نداشت و همواره از تداوم گفتوگوها حمایت کرده است. نکتهای که باید مورد توجه قرار داد، این است که پس از خروج ترامپ از برجام در دور اول ریاستجمهوریاش، روسیه آمریکاییها را محکوم و موضعی انتقادی نسبت به دولت ترامپ اتخاذ کرد و سیاست کلی روسیه در این زمینه همواره حمایت از مذاکرات و حلوفصل دیپلماتیک مسائل بوده است. روسها حتی در زمینه تحریمها نیز بهصورت رسمی اعلام کردهاند تحریمهای یکجانبه آمریکا علیه ایران را نخواهند پذیرفت و همچنان به همکاریهای اقتصادی خود با ایران ادامه خواهند داد. این جزء موضع رسمی و تجارب تاریخی ما در روابط با روسها بوده است.
۵ کار روی زمین مانده در روابط تهران و مسکو
در روابط ایران و روسیه تقریباً پنج حوزه کلیدی وجود دارد که اگر به مرحله اجرا برسند و عملیاتی شوند، هم مناسبات دوجانبه را تقویت خواهند کرد و هم روابط را بسیار مستحکم خواهند ساخت:
۱. همکاری در حوزه ترانزیت و تکمیل کریدور شمال- جنوب
این پروژه برای هر دو کشور ایران و روسیه سودآور است و علاوهبر ایجاد منافع اقتصادی میتواند بهعنوان یک پدافند غیرعامل برای امنیت ملی و اقتصادی ایران عمل کند. تکمیل این کریدور، ایران را به یک کشور مهمی در ترانزیت بینالمللی تبدیل کرده و درآمدهای قابلتوجهی نصیب کشور خواهد کرد.
۲. همکاری در حوزه انرژی
تفاهمنامهای میان ایران و روسیه برای صادرات گاز روسیه از طریق ایران منعقد شده، اما این موضوع همچنان در حد تفاهمنامه باقی مانده است. این همکاری باید به مرحله اجرا دربیاید، پیش از آنکه دیگر کشورها نقش ایران را در انتقال انرژی از روسیه به سایر کشورها بر عهده بگیرند و موقعیت خود را در این زمینه تحکیم کنند. ایران باید از این فرصت بهره ببرد و در این حوزه گامهای جدی بردارد.
۳. توسعه روابط تجاری
گسترش همکاریهای تجاری، بهویژه در تأمین کالاهای استراتژیک، میتواند به ایران کمک کند تا برخی از نیازهای خود را در شرایط تحریمی تأمین کند. در گذشته نیز همکاریهایی در این زمینه وجود داشته و در شرایط فعلی، این همکاریها میتوانند عمیقتر و گستردهتر شوند.
۴. پیوند شبکههای مالی و بانکی دو کشور
در سالهای اخیر، اقدامات قابلتوجهی در این زمینه انجام شده است، ازجمله اتصال شبکه بانکی ایران به شبکه بانکی روسیه. اما این ارتباط باید در مقیاس وسیعتری گسترش یابد و در حوزههای بیشتری عملیاتی شود تا از ظرفیتهای آن بهطور کامل بهرهبرداری شود.
۵. همکاری در نهادهای منطقهای و بینالمللی
نباید از همکاریهای ایران و روسیه در نهادهای منطقهای و بینالمللی غافل شد. سازمان همکاری شانگهای، اتحادیه اقتصادی اوراسیا و گروه بریکس، سه سازوکار مهم منطقهای و بینالمللیاند که ایران و روسیه در آنها حضور دارند. این سازوکارها میتوانند بستر مناسبی برای تعمیق همکاریهای دوجانبه و چندجانبه میان دو کشور فراهم کنند.
اگر ایران در این حوزهها اقدامات درست و فوری انجام دهد، میتواند تا حد زیادی فشار تحریمها را کاهش دهد و روابط دوجانبه خود با روسیه را تعمیق بخشد، همچنین این اقدامات میتوانند چشمانداز روشنتری را در روابط میان ایران و روسیه ترسیم کنند.
نظر شما