بازار؛ گروه بین الملل: این روزها موضوع حقابه رود هیرمند ایران و چالش جدی که میان ایران و حکومت طالبان با توجه به وعده و وعیدهای آنها، موضوعی داغ در اخبار منطقه است. به رسانه های داخلی و خارجی که نگاهی می افکنیم، مشاهده می کنیم که کارشناسان و تحلیلگران مسائل افغانستان دیدگاههای خود را در خصوص این موضوع که حتی قبل از تشکیل حکومت جدید افغانستان موضوع قابل پیگیری از جانب جمهوری اسلامی بود و هم اکنون یک چالش برای ایران است، بیان کرده اند.
با توجه به حوصله مندی و در نظر گرفتن رابطه برادری و همسایگی از سوی جمهوری اسلامی از مدتها پیش در خصوص عدم تحقق حقابه، دیگر مقامات ایرانی اعتراض خود را اعلام کرده اند؛ به طوری که حسین امیرعبداللهیان چندی پیش اعلام کرد که تحویل حقابه ایران شاخص مهمی برای سنجش تعهدات هیات حاکمه سرپرستی افغانستان در عمل به تعهدات بین المللی در قبال ایران است که اگر این مسئله با سرعت و جدیت حل و فصل نشود، در سایر حوزه های همکاری دو کشور آثار منفی خود را نشان خواهد داد.
برخی از دیپلماتهای دولت پیشین افغانستان معتقدند که همواره یک تراژدی در افغانستان به دنبال دیگری می آید. در میان بسیاری از رویدادهای دراماتیک دیگر، تغییر مسیر رودخانه هیرمند که از افغانستان و ایران می گذرد، تقریباً در اخبار گم شده است، در حالی که ایران معتقد است که این اقدام و عدم تحقق حقابه یک اقدام عمدی از سوی طالبان است که میتواند باعث خسارات اقتصادی هنگفت، تخریب کل اکوسیستم و تهدید زندگی افراد وابسته به آبهای آن شود.
حال سوال این است که آیا افغانستان از نظر قانونی مجاز است از حق حاکمیت خود برای تغییر مسیر طبیعی رودخانه هیرمند به ضرر معیشت مردم مناطق پایین دستی رودخانه در ایران و افغانستان استفاده کند یا خیر؟
در ماه مارس ۲۰۲۱، در مراسم افتتاحیه بند کمال خان بر روی رودخانه هیرمند در نزدیکی مرز ایران، اشرف غنی، رئیس جمهور سابق افغانستان گفت: از امروز کنترل آب در این ولایت در دست افغان ها است ضمن اینکه تاکید کرد از این پس افغانستان دیگر به کسی آب مجانی نمیدهد و ایران اگر در ازای آن نفت بدهد، میتواند آب اضافی دریافت کند.
پس از طرح این مسئله، او از کشور خود فرار کرد و بند کمال خان تحت کنترل طالبان قرار گرفت؛ طالبانی که به تازگی قدرت را در پی امضای توافق صلح با ایالات متحده آمریکا به دست گرفته بودند. در ابتدا به نظر میرسید که پیگیری و اجرایی کردم حقابه ایران از رود هیرمند به سرعت به واقعیت تبدیل شود، اما شواهد امروز چیز دیگری ر نشان می دهد.
این سد با هدف غلبه بر چالشهای زیرساختی و کشاورزی مختلف، برای جلوگیری از جریان رودخانه در پایین دست و ذخیره آب در نظر گرفته شد، اما این موضوعات تنها اهداف مهم و مد نظر نبودند. به دنبال یک طرح از پیش تعیین شده توسط رژیم سابق، زمانی که بند در ژانویه ۲۰۲۲ به ظرفیت کامل خود رسید، آب اضافی که از طریق سیلابهای طبیعی وارد میشد به سمت جنوب منحرف شد یعنی به سوی یک فرورفتگی غیرقابل سکونت به نام گودزره رهسپار شد و افغانستان رودخانه طبیعی را مسدود کرد. بدین ترتیب مناطق پایین دست، یعنی ایران و تالاب هامون از جریان آب محروم شد.
با توجه به هشدار ریاست جمهوری ایران در خصوص حقابه و مامور کردن وزیر امور خارجه و وزیر نیرو در رابطه با پیگیری این موضوع، بخشی از کمال خان باز شد و تنها در حدود چهار تا شش میلیون متر مکعب وارد ایران شد که آن هم، انتقاد شدید مقامات سابق را برانگیخت و خیلی زود پس از آن، طالبان ادعاهایی مبنی بر باز شدن دروازه ها به نفع ایران را رد کردند و در نهایت آب به ایران نرسید.
نقض معاهده ۱۹۷۳ توسط طالبان
معاهده آب هیرمند در سال ۱۹۷۳ بین ایران و افغانستان با هدف تضمین حقابه ایران از رودخانه هیرمند منعقد شد. در اینجا، یک سوال کلیدی این است که آیا روشی که افغانستان از طریق آن از حقوق خود استفاده می کند را می توان مطابق با تعهدات آن تحت معاهده ۱۹۷۳ در نظر گرفت؟
در میان سایر مواد مربوط به اصول توزیع آب، ماده پنجم معاهده مهم و کاملاً بحث برانگیز است. بند اول ماده پنج حاکی از آن است که افغانستان موافقت می کند که ایران را به طور جزئی یا کامل از حقابه اش که در سه ماده قبل تعریف شده محروم نکند.
از آنجایی که هسته اصلی معاهده توافق بر سر تخصیص آب ایران برای امور کشاورزی است، ماده پنجم اولویت را به رعایت حقوق آب ایران بر اساس مواد دوم، سوم و چهارم معاهده می دهد. پس از آن، افغانستان تمام حقوق خود را برای استفاده از آب باقیمانده پس از تخصیص ایران حفظ می کند.
افغانستان هنوز نسبت به بند اول ماده پنجم متعهد نبوده است و این موضوع بدان معناست که افغانستان به جای انجام تعهدات خود برای رعایت و تحقق حقابه ایران، شروع به ذخیره آب و تغییر مسیر طبیعی رودخانه کرده است
اما، همانطور که از رسانه های افغانستان و مصاحبه با مقامات طالبان پس از آخرین نشست مشترک مشخص است، افغانستان هنوز نسبت به بند اول ماده پنجم متعهد نبوده است. این موضوع بدان معناست که افغانستان به جای انجام تعهدات خود برای رعایت و تحقق حقابه ایران، شروع به ذخیره آب و تغییر مسیر طبیعی رودخانه کرده است.
بر این اساس، افغانستان از معاهده ۱۹۷۳ تبعیت نکرده و پاراگراف اول ماده ۵ را که بر اعلامیه پاراگراف دوم برای اعطای آزادی به افغانستان برای استفاده از آب باقیمانده به میل خود ارجحیت دارد، نقض کرده است.
طالبان اصول عرفی حقوق بین الملل آب را هم نقض کرده اند!
سؤال مهم دیگری مطرح می شود این است که آیا افغانستان حق مطلق دارد که از آب آنگونه که می خواهد بدون توجه به نیازهای حیاتی انسان و اکوسیستم آبراه بین المللی استفاده کند؟ این سوال باید در چارچوب حقوق بین الملل آب قرار گیرد. رود هیرمند به عنوان یک آبراه بین المللی یا فرامرزی تعریف می شود. از این رو افغانستان و ایران موظف به تقسیم آب رودخانه بر اساس معاهده و قوانین عرفی قابل اجرا هستند.
حقوق بینالمللی آب تا حد زیادی تحت پوشش کنوانسیون سال ۱۹۹۷ سازمان ملل متحد برای آبراههها و کنوانسیون آب کمیسیون اقتصادی سازمان ملل متحد برای اروپا (UNECE) در سال ۱۹۹۲ قرار دارد در حالی که نه افغانستان و نه ایران عضو یا امضا کننده کنوانسیون های فوق نیستند.
اصل استفاده عادلانه و معقول، به عنوان یک اصل اصلی و قاعده لاضرر بخشی از قوانین عرفی را تشکیل می دهد و بنابراین برای همه دولت ها، از جمله افغانستان، قابل اعمال است
با این حال، اصل استفاده عادلانه و معقول، به عنوان یک اصل اصلی و قاعده لاضرر بخشی از قوانین عرفی را تشکیل می دهد و بنابراین برای همه دولت ها، از جمله افغانستان، قابل اعمال است. با توجه به الزامات آبی که از نظر اصل استفاده عادلانه اولویت دارند، اگرچه هیچ استفاده ای از اولویت ذاتی برخوردار نیست، در ماده ۱۰ کنوانسیون آبراهه های سازمان ملل، توجه ویژه به نیازهای حیاتی انسان معطوف شده است، در حالی که اهمیت حفاظت از محیط زیست در ماده ۲۰ تاکید شده است: کشورهای مجاور آب باید به طور جداگانه و در صورت لزوم به طور مشترک از اکوسیستمهای جریانهای آبی بینالمللی محافظت و حفظ کنند.
بر این اساس، اگر استفاده از آب، دسترسی به آب کافی برای حفظ زندگی انسان را مطابق با حق افراد بر آب تهدید کند، ناعادلانه تلقی میشود و حفظ اکوسیستمها در مسیرهای آبی بینالمللی یک نگرانی اصلی است. الزام به حفاظت از اکوسیستمها ارتباط نزدیکی با تعهد حفظ حداقل جریان زیست محیطی دارد که اکنون در حقوق بینالمللی آب به رسمیت شناخته شده است.
هم ایران و هم افغانستان وظیفه یکسانی در حفاظت از اکوسیستم های حوزه رود هیرمند دارند در حالی که دارای مسئولیت مشترک در قبال جبران خسارت های زیست محیطی ناشی از فعالیت هایشان در داخل و خارج از حوزه قضایی هستند. اما حفاظت از تالاب هامون بدون همکاری افغانستان (به عنوان منبع اصلی آب) برای پایین دست ایران یا غیرممکن و یا ناکافی است.
در همین این راستا، با زیر پا گذاشتن تعهد خود به همکاری و اطلاع رسانی کافی در مورد اقدامات برنامه ریزی شده، تصمیم افغانستان برای محروم کردن اراضی پایین دست از جریان آب طبیعی می تواند به عنوان نقض اصل استفاده عادلانه و معقول از دو جهت به شدت محکوم شود: عدم حفاظت از نیازهای حیاتی انسانی و حفاظت از اکوسیستم های آسیب دیده.
یافتههای علمی قبلاً آسیبهای انسانی شدید ناشی از بهرهبرداری از سد کمال خان و همچنین گسترش گسترده آبیاری از جمله کشت تریاک را به زیان تالابهای هامون نشان دادهاند. در نتیجه، تأثیر مخربی بر معیشت و سلامت جمعیت وابسته داشته که منجر به جابجایی، مهاجرت و اسکان ناخواسته شده است.
افغانستان با انحراف مسیر طبیعی رود هیرمند، موجب ایجاد تهدیدهای جدی برای نیازهای حیاتی بشر و اکوسیستم کل حوضه بوده و از این رو اصول عرفی حقوق بین الملل آب را زیر پا گذاشته است. شرایط انسانی ناشی از اقدام عمدی افغانستان برای منحرف کردن جریان آب، در کنار عدم همکاری در این زمینه، به طور فزاینده ای ناامید کننده است، در حالی که صدها هزار نفر در دو طرف مرز از کمبود آب و غذا رنج می برند.
طالبان در حال حاضر در شرایط خوبی قرار ندارد که حتی از تیره شدن رابطه جمهوری اسلامی تحت تاثیر مسئله حقابه جلوگیری کنند در صورتی که اقتصاد افغانستان به ایران وابسته است و ایران ممکن است رویکرد همسایگی و برادری خود را با افغانستان تغییر دهد
بر همین اساس، با توجه به خسارات فرامرزی قابل توجه ناشی از انحراف رودخانه، محرومیت از نیازهای حیاتی انسان با محروم کردن مردم پایین دست از حق اولیه آب آشامیدنی، از بین رفتن معیشت، جابجایی ساکنان پایین دست محلی، و تخریب اکوسیستم، افغانستان به تعهد خود پایبند نبوده در حالی که مدتی است بر پروژههای سدسازی و سیستمهای آبیاری برای افزایش ظرفیت آب شیرین خود تمرکز کرده است.
در همین راستا، تعدادی از تحلیلگران افغانستانی از عدم قدرت طالبان و به رسمیت شناخته نشدن حکومت آنها در کنار فشارهای خارجی از جمله امریکا، انگلیس و غیره سخن می گویند و برخی هم نفوذی که مقامات سابق بر طالبان و تصمیم گیری های آنها را دارند، را مطرح می کنند.
در حقیقت، آنها معتقدند که طالبان در حال حاضر در شرایط خوبی قرار ندارد که حتی از تیره شدن رابطه جمهوری اسلامی تحت تاثیر مسئله حقابه جلوگیری کنند در صورتی که اقتصاد افغانستان به ایران وابسته است و ایران ممکن است رویکرد همسایگی و برادری خود را با افغانستان تغییر دهد.
نظر شما